تبليغاتX
::. انتــــظار فــــــرج .::

::. انتــــظار فــــــرج .::

   بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت تمام خواهران و برادران گرامي سلام و عرض ادب
بنده براي خدا حافظي در اين وبلاگ  آ مده ام ازهمه سر وران عزيز
التماس دعا دارم منو حلال كنين از اين به بعد بنده در اين وبلاگ
آپ نمي كنم و هيچ نظري يا پيشنهادي از طريق اين وبلاگ براي كسي نمي فرستم ان شا الله همه سربلند و پايدار باشيد  از اين به بعد اينجا شما رو زيارت مي كنم
  

http://www.entezarefaraj313.mihanblog.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 17:23  توسط شهرام   | 

جو حاکم بر زمان حضرت امام صادق ع

      

درزمان حضرت صادق (ع ) اين افكاروعقايد وشبهات ظهور داشت

 

وچنانچه حديث نبوي هم تائيد فرموده است اسلام به 72 فرقه

 

منشعب شدند واز اين فرق در عصر صادق (ع) بارزترين آنها چهار

 

فرقه بودند:

 

1- مرجئه ؛ 2- معتزله ؛ 3- خوارج ؛ 4- شيعه

 

1- مرجئه كه از فرق تسنن بودند و چون اشاعره پديد آمدند آنها

 

بنام مرجئه شهرت يا فتند وآنها معتقدند كه علي (ع) از درجه اولي

 

تا اخر

 

به درجه رابعه يا فته و چهارمين خليفه است. از پيغمبر(ص) روايت 

 

ميكندكه فرمود لعنت المرجئة علي لسان سبعين نبيا قيل من المرجئة

 

يارسول الله قال (ص) الذين يقولون الايمان كلام .

 

2- معتزله اين طبقه در عصر صادق (ع) پديد آمدند عمروبن عبيد و

 

واصل بن عطاء در حوزه حسن بصري عزلت گرفتند وملقب بمعتزله

 

شدند و برخي هم از زمان اعتزال سعد بن ابي وقاص مي دانند

 

آنها مي گويند  ان الله عزوجل شيء لا كالا شيا ء وفرق مختلفي دارند

 

بيانات بسياري كه براي وقوف برآن بايد به كتب مربوطه مراجعه

 

كرد.

 

3- خوارج كه از حكميت صفين پديد آمدند وآنها هم فرقي شدند

 

برخي غلو كردند بعضي به طرف معاويه رفتند و گروهي از هردو

 

برگشتند- وبالاخره ازهمين فرقه اميرالمومنين علي (ع) را شهيد

 

نمودند .

 

4- شیعه - تشيع از زمان خود پيغمبر (ص) بود كه برخي صحابه را

 

شیعه مي گفتند مانند سلمان- ابي ذرو مقداد وحذيفه و خزيمه و

 

جابروابي سعيد خدري وابي ايوب و خالدبن سعيد بن عاص و قيس بن

 

سعد و غيره.

 

اين فرقه اكثريت عقيده اي دارند و به فرقه هائي منشعب شدند

 

مانند   اماميه - زيديه -اسماعيليه - كيسانيه منشعب از زيديه -

 

تبريه -سليما نيه- جاروديه و غيره .

 

اماميه مؤ يد ترين و موثق ترين فرق اسلامي هستند كه بنص صريح

 

پيغمبر(ص)معتقدند با امامت 12 نفر اوصياء او مي باشند و امروز

 

جمعيت آنها از صد ميليون مي گذرد معارف و فرهنگ و كتب

 

مآثرآنهانسبت بجمعيت خودشان بين ساير فرق از همه عميق تر و

 

بيشتر است تفوق و تقدم و ابتكار تا ليف و تصنيف در علوم و فنون و

 

مقام و مناصب اسلامي دست آنها بوده و هزارها كتاب شاهد اين

 

حقيقت است و اين فرقه را بنام جعفريه مينامند ريرا روش و عقايد

 

آنهاراامام جعفر صادق (ع) بين اين همه مذاهب بيان و تثبيت فرمود. 

 

اماميه معتقدند كه امام و خليفه بلا فصل پيغمبر(ص) وامير المومنين

 

علي بن ابيطا لب (ع) است و پس از او حسن بن علي- حسين بن علي

علي بن الحسين- محمد بن علي -جعفر بن محمد- موسي بن جعفر-

 

علي بن موسي- محمد بن علي الجواد-علي بن محمدالهادي    حسن

 

بن علي العسكري-حجه بن الحسن قائم آل محمد كه سال 255 تولد

 

شده و هم اكنون امام حي و محمور وجود است يكي پس از ديگري

 

بنص صريح جلي خلافت و وصا يت داشته اند .حضرت امام جعفر

 

صادق (ع) با عقايد اين فرقه و غلاة و شبه الحاد-محاجه و مناظره

 

كرد و به نيروي علم امامت و مبارزه كلامي تمام آ نها را با طبقه

 

ديگري كه از علماي يهود و نصاري و مجوس و زنادقه و طبيعيين

 

بودند مغلوب كرد و بزرگترين وظيفه را انجام فرمود.بطوري كه

 

اغلب علماي اين فرقه و اكثر پيشوايان ديني اين مذاهب و نحل و

 

اديان ديگراعتراف و تصديق كردند كه    جعفربن محمد الصادق

 

(ع)بزرگترين مهر سپهرعلم و دانش و درخشنده ترين آفتاب

 

عالمتاب آسمان و جود  است. 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 13:2  توسط شهرام   | 

روزي منصور شمشير بر هنه اي به غلام خود داد گفت چون جعفر بن محمد آمد از پشت سر گردان اورا بزن - و فرستاد امام ششم را احضار كرد وآن هواي گرم كه پير مرد بزرگوار به مجلس او آمد هر چه اشاره به غلام كرد اثري نديد آنگاه گفت يابن رسول الله با اين هواي گرم شما را زحمت دادم براي  ملاقات بود اگر ميل داري به منزل باز گرد امام آن سا عت بر گشت منصور از غلام پرسيد چرا هر چه اشاره كردم امتثال امر نكردي غلام گفت والله ما ابصرته و ابصرتك حتي خرج به خدا سو گند كه نه اورا مي ديدم و نه تو را تا وقتي كه بيرون رفت منصور گفت اگراين اسرار را فاش كردي تو را خواهم كشت.

ابن حمدون مينويسد منصور عبا سي با امام جعفر صادق (ع) نوشت چرا نزد ما نمی آئي و آمد ورفت نميكني حضرت در پاسخ او نوشت نه ما را از كار خود ترس و نه در نزد تو اميدي و نه انچه توداري در خودتهنيت است و نه ان را نقمت شماري كه تعزيت گفته شود بنا براين نزد تو كاري ندارم.

منصور نوشت منظور من آن است كه به مصا حبت تو ما را نصيحت كني امام جواب داد من اراد الدنيا لا نصيحك ومن اراد الا خره لا يصحبك يعني كسي كه در پي دنيا ست تو را نصيحت نمیكند و كسي كه در تامين اخرت است بمصا حبت و مجا لست تو مايل نيست .

امام ششم با ميل و اراده هيچ وقت به منزل منصور نرفت و اكثر ما مور میفرستاد وبا اصرار از ان حضرت را به دربار خود مي برد و با قهر و سوء نظر احضارش مي كرد و خداوند او را از شر او مصون مي داشت تا وقتي كه اجلش فرا رسيد و به خدعه منصور مسموم شد .

رحلت امام ششم

علامه مجلسي مي نويسد حضرت امام جعفر الصادق (ع) در سن 71 سا لگي دوشنبه 25 شوال 148 مسموما در گذشت .

و در اينكه به وسيله سم در انگور به فرمان منصور مسموم گرديد مورد اتفا ق مورخين شيعه است و كفعمي در مصباح تاييد نموده است .

التماس دعا

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 15:8  توسط شهرام   | 

يا جعفربن محمد ايها الصادق يا بن رسول ا لله (ص)

  

  يا  ابا عبدا الله يا جعفربن محمد ايها الصادق يا بن رسول ا لله (ص) انا

 تو جهنا و استشفعنا و توسلنا بك ا لي ا لله و قدمناك بين يدي حا جاتنا

 يا و جيها عند الله اشفع لنا عند الله

                                      ***********************

اللهم صل علي جعفر بن محمد الصادق خازن العلم الداعي اليك با لحق النور المبين اللهم و كما جعلته معدن كلا مك و وحيك و خازن علمك و لسان تو حيد ك و ولي امرك و مستحفظ دينك  فصل عليه افضل ما صليت علي احد من اصفيا ئك و حججك انك حميد مجيد.

 

                       

          

 اي ششمين پيشواي ما آرزوي حقيقت بعظمت علمي و شخصيت رو حاني تو متوسل ميشوم باذن پروردگار شفا عت فرما كه با رقه از دانش و علوم آ سماني شما بر قلبم بتا بد و شمعي از دانش غيبي در خانه دلم بر افرو خته گردد تا اين راه مخوف زند گي را به سلا مت بآخررسانم و در بيا بان بي انتهاي اوهام و افكار اين جهان به رهبري شما راه مستقيم را طي كرده شاهد مراد را در آغوش گيرم .                

                      ************************

امين يا رب العا لمين

 

   

ثواب زيارت حضرت اما م صا د ق (ع ) ما نند ثواب زيا رت حضرت پيغمبر (ص ) مي باشد

 در تهذيب از خود آن حضرت روايت كرده كه فرمود

من زارني غفرت لذنوبه و لم يمت فقيرا .

هر كس مرا زيارت  كند  خداوند او را مي آ مرزد و فقير از دنيا نخواهد رفت و باز.

مي فرمايد : روز شنبه روز زيارت حضرت صادق ( ع ) است و هر كس او را خواست زيارت كند

بايد غسل كند و چهار ركعت نماز بگذارد و زيارت نمايد (1).و اكنون مرقد منور حضرت بحمد الله

تعالی از آن حال غربت بيرون آمده و در حال كتا بت اين سطوره مشغول سا ختمان مسجد برمقابل بقیع میباشد .

 اميد است خداوند تو فيق دهد تا هر كس در راه اصلاح خويشتن است از اين آ فتاب در خشان آ سمان

 ولا يت بهره مند گردد و به زيارت مرقد منورش موفق گردد .

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 14:53  توسط شهرام   | 

شهادت امام جعفر الصادق (ع)

 

خلیفه ی جبار عباسی (( منصور  دوانیقی)) که از اراذل خلفای بنی عباس ومردی سختگیر و  ستمگر بود .

همواره امام صادق علیه السلام را در مراقبت شدید ماموران خویش میداشت و  جاسوسانی بر آن حضرت گماشته بود ، وبارها امام را برای آذارو حتی  نابودی نزد خود می آورد  اما چون تقدیر نبود موفق به انجام نیت پلید خود نمی شد .

امام هفتم حضرت کاظم علیه السلام می فرما ید ، یکبار منصور، پدرم را طلب کرد تا به قتل برساند ، و شمشیروبساطی هم اماده ساخت، وبه((ربیع ))که از درباریان او بود سفارش کرد که چون((جعفر بن محمد)) وارد شد وبا او سخن گفتم ودست برهم کوفتم گردنش را بزن .

اما  وارد شد، تا چشم منصور بر امام افتاد بی اختیار از جای برخاست و خوش آمد  گفت، و اظهار داشت شما را برای آن احضار کردم که بد هیهایتان را بپردازم... آنگاه با خوشرویی حال خویشان و بستگان امام را جویا شد، وبه ربیع رو کرد و گفت تا سه روز دیگر ((جعفر بن محمد)) را نزد خانواده اش باز گردان...

اما سر انجام منصور نتوانست وجود امام را که دیگر آ وازه ای امامت و رهبر یش تا  دورترین سر زمینهای اسلامی پر کشیده بود، در میان جامعه تحمل کند ، ودر ماه شوال سال یکصد و چهل و هشت هجری ان بزرگ گرامی را مسموم ساخت وامام در بیست و پنجم شوال در سن شصت و پنج سالگی به جهان دیگر خرامید ، و پیکر پاکش را در بقیع در کنار پدر گرامیش بخاک سپردند .

هنگامی که حاملان پیکراو را بر شانه و گردن به سوی گورستان می بردند .

گفتم

آیا می دانید کدام بزرگمردی را به سوی خاک می برید؟

دریغا، کوهساری بلند از اوج رفعت به نشیب آمده در گوری  مدفون  می شود .

با مداد بر مرقد او خاک خواهند ریخت؛

سزاوارترآنست که در فقدان او خاک بر سر خویش بریزیم.

 اری براستی با شهادت امام مکرم صادق ال محمد (ص)، تاریخ انسان و اسلام گوهری را از دست داد که اگر مقام امامت شش امام بزرگوار از سلاله ی  آن بزرگ نمی بود ، بی تردید میگفتیم جهان از پرورن چنان بزرگمردی تا قیام قیامت عقیم مانده است...

درود خدا و فرشتگان و صا لحان و مومنان براو باد.

                     

                         آخرین وصیت امام  جعفر الصادق علیه السلام

((ابو بصیر)) از یاران بزرگوار امام صادق علیه السلام می گوید پس از رحلت امام برای تسلیت به همسرش ((ام حمیده))به خانه ی ان حضرت رفتیم؛درسوگ امام هردوبه تلخی گریستیم،آنگاه به من فرمود ای ابو بصیر

اگر به هنگام وفات امام می بودی ، تعجب میکردی زیرا امام چشمان خویش گشود و فرمودهمه خویشاوندانم

را نزد من آورید ، وچون گرد آمدند امام به همه ی آ نان نگاه کرد   و فرمود (( ان شفاعتنا لا تنال مستخفا با لصلوه)) شفاعت ما شامل کسی که نماز را سبک بشمارد نمی شود

 

 

ششمين حجت و امام امم

حامل عرش علم در عالم

در زمين هادي به حق ناطق

اسمه عند اهل السماء الصادق

صادق و شمع جمع صديقين

جعفر و بحر علم و حق و يقين

يکه تاز مدارج عرفان

ترجمان حقايق قرآن

گر گشايد آن عليم حکيم

گوش جان بسپرد مسيح و کليم

عقل در درک علم او حيران

غرق درياي حکمت اش لقمان

قلب او قطب عالم امکان

يا علي العرش استوي الرحمن

سر حق در ضمير او مکنون

عزم او متصل بکن فيکون

دست گيتي گداي دامن او

آسمان خوشه چين خرمن او

از دم او دميد جان به جهان

شد عيان سر علم الانسان

مذهب او چراغ راه بشر

مکتبش علم اول و آخر

آنچه آورده جبرئيل امين

شده احصا در آن امام مبين

صبح صادق برفت و زين ماتم

شد سيه پوش عالم و آدم

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 20:14  توسط شهرام   | 

اینست ششممین پیشوای ما

 

                                      اینست ششممین پیشوای ما

 

قدی متوسط؛ صورتی درخشان؛ موئی سیاه و پیچیده؛

 

بینی ای کشیده؛ دو طرف پیشانی بی مو؛ برگونه او خالی سیاه

 

وبر بدن وی خالهای قرمز.

 

انسانی جلیل؛ شخصی با ابهت؛ به همه محامد آ داب

 

متصفف ، از همه صفات رذیله بر کنار؛ اثار زهد وعبادت از

 

سیمای او هویدا؛نشانه های خلوص وبندگی دروی به حداعلی؛

 

دوست و دشمن به برتری او مقر؛ و به عجز و ناتوانی  خود

 

معترف.

 

چشم اندازی  بی پایان ؛ دریائی  بیکران ؛ امواجی

 

خروشان . علم   او  ؛  راستی  علم  او!

 

مغزی بزرگ؛فکری مستقیم؛اندیشه ای عمیق.از او

 

می پرسند ؛ همه  میپرسند . میگویند ؛ مثل او نمیگویند.

 

حمله  میکنند ؛ شکست خورده به عقب برمیگردند . خطا

 

می گویند ؛ صواب میشنوند. مرکز اوست. محور اوست .

 

اگر امضا کرد ؛ درست است . اگر رد کرد ؛ نادرست است.

 

تاملی  در کار نیست ؛ مگر برای اینکه طرف  بیشتر  تشنه

 

شود.

 

دانایان در مقابل او نادان ؛ استادان در برابر وی

 

شاگرد ؛ هر چه ندانند او داند و بیامورزد وهر چه نفهمند او

 

درک کند وبفهماند .

 

هرکه او را میشناخت که میشناخت .  و هر که او را

 

نمی شناخت از همان دم که لب میگشود وسخن اغاز میکرد؛

 

می گفت ((به یقین این مرد ؛ عالم اهل بیت ،جعفر بن محمد

 

است)) .

 

در حضر ؛ خانه او مرکز فضیلت و محضر او دانشگاه

 

علوم وخود او برای استفاده های علمی  انگشت نما بود . هر

 

محققی برای رفع اشکال خود در برابر او زانو میزد وهر تازه

 

واداری  به منظور کسب فیض  به سوی  او  هدایت  می شد

 

هنگامی که  اهنک سفر می کرد وبه راه  می افتاد ؛

 

گویی  کاروانی از دانش و بینش است که به راه افتاده ؛ و

 

دائره المعارفی از فنون است که در وجود یک انسان گرد

 

آمده است .

هر جا که  وارد میشد ؛ محل  تجمع  تشنگان علم  و

 

 

ادب می گشت؛ و هرکجاکه می نشست دلباختگان معارف و

 

 

کمالات دور او حلقه  می زدند . جائی نبود که از پرتو نور

 

دانش او بیفروغ ماند ؛ وعاشق علمی نبود که از فضیلت او

 

کامیاب نشود .

 

موقعی که به مکه مشرف میشد؛ از خدا چنان سخن

 

 

می گفت و می گفت که گویی کعبه  صامت ؛ برای حا جیان

 

به سخن امده و خدای نادیده در برابر دیدگان آ نان مجسم

 

شده است. فضای عرفات و مشعر ومنی به آ واز و بیان او

 

آ شنا بودند . و آن بیا با نهای  مقدس  صدای تکبیر وتهلیل

 

او را تشخیص می دادند .

 

پرسش  های  آزمایشی  را  چنان مفصل  و روشن پاسخ

 

میگفت؛ که سوال کنندگان را شرمنده وازسوال پشیمانشان

 

می ساخت. سوال کوچکی را به طوری شرح وبسط می داد

 

که سائل مات و مبهوت می شد ،  و با  خود  می گفت : آیا

 

می شود انسان تا این اندازه وارد ودر علوم وفنون مختلف

 

اطلاعاتی  دامنه دار  داشته  باشد ؟!

 

اشخاصی را که به خیال خود معلومات داشتند، و در

 

 

مقابل وی خود را کسی می دانستند ، در میدان سنجش دانش ،

 

چنان بر زمین می کوبید که هیچگاه نمی توانستند  در مقابل

 

وی عرض  وجود کنند

 

مردم متکبر را که دستورات دین را بازیچه فرض

 

کرده ، و انها  را وسیله  رهبری  وگرد آ وری  مردم  عوام

 

می دانستندوشان خودرابالا تراز ان می پندا شتند که زیر بار

 

آ ن تکالیف  بروند ، چنان مجاب و قانع می کرد که  تا آ خر

 

عمرروی اعتراض نداشتند ، وبه فکر ایراد گرفتن و پرسیدن

 

از وی نمی افتادند .

 

آ ری ، این است ششمین پیشوای ما  ، امام صادق علیه السلام!

 

 

 

حضرت امام جعفر صادق

 

نام وی جعفر ،کینه او ابا عبد الله، و مشهورترین  لقب

 

وی صادق است . روز دو شنبه هفدهم ربیع الاول سال هشتاد وسه

 

هجری متولد گردید .

 

پدر وی، امام محمد باقر بن علی بن الحسین بن علی بن

 

 

ابیطا لب علیهم  السلام است . مادر او،  فاطمه  دختر  قاسم بن

 

محمد بن  ابی بکر  است.

 

امام صادق دوازده سال از عمرخود را باجد،و نوزده سال

 

 

را  با  پدر خویش  گذراند  .   و مدت امامت  وی  بعد  از  پدر

 

 

سی و چهار سال بود

 

 

زمان امامت آن حضرت مقارن بود با سالی چند از

 

 

حکومت هشام بن  عبد الملک  و  حکومت  ولید بن یزید بن

 

 

عبد الملک،و یزید نا قص ؛ و ابراهیم بن الولید و مردان بن

 

 

محمد ملقب به حمار،از بنی امیه، وحکومت سفاح وده سال

 

از حکومت منصور عباسی .

 

 

امام  صادق ده فرزند داشت ، هفت پسر وسه دختر

 

 

اسما عیل، عبد الله، امام موسی کاظم علیه السلام، اسحق،

 

 

محمد ، عباس ، علی ، ام فروه ، اسما ء و فاطمه .

 

 

امام  صادق  روز  دوشنبه  بیست و پنجم  شوال  سال

 

یکصد و چهل و هشت هجری ، در سن شصت و پنج سالگی،

 

بدرود  حیات  گفت . و در بقیع  ( قبرستان مشهور مدینه )،

 

در جوار  پدرش  امام  باقر و جدش  امام زین العابدین و عمویش

 

حسن بن علی ، علیهم السلام ، مدفون گشت .

 

                                          التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 6:45  توسط شهرام   |